تناصح

لغت نامه دهخدا

تناصح. [ ت َ ص ُ ]( ع مص ) یکدیگر را نصیحت کردن. ( زوزنی ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ صُ ) [ ع. ] (مص ل. ) یکدیگر را اندرز دادن، به هم پند گفتن.

ویکی واژه

یکدیگر را اندرز دادن، به هم پند گفتن.

جمله سازی با تناصح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روی ابو برزة الاسلمی قال: قال رسول اللَّه (ص): «رأیت قوما من امتی ما خلقوا بعد و سیکونون فیما بعد الیوم، احبّهم و یحبّوننی یتناصحون و یتباذلون و یمشون بنور اللَّه فی الناس رویدا فی خفیّة و تقیّة، یسلمون من الناس و یسلم الناس منهم بصبرهم و حلمهم، قلوبهم بذکر اللَّه تطمئنّ و مساجدهم بصلاتهم یعمرون، یرحمون صغیرهم و یجلّون کبیرهم و یتواسون بینهم یعود غنیّهم علی فقیرهم و قویّهم علی ضعیفهم، یعودون مرضاهم و یتّبعون جنائزهم»، فقال رجل من القوم فی ذلک یرفقون برفیقهم. فالتفت الیه رسول اللَّه (ص) فقال: «کلّا انه لا رفیق لهم، هم خدّام انفسهم، هم اکرم علی اللَّه من ان یوسّع علیهم لهوان الدنیا عند ربهم، ثم تلی رسول اللَّه (ص): وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً.

💡 الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ خلق را بدین فرمایندگان‌اند. مؤذّنان و با طاعت خوانندگان‌اند. متناصحان و یکدیگر را پند دهندگان‌اند.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز