اغراس

لغت نامه دهخدا

اغراس. [ اِ ] ( ع مص ) درخت نشانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). در زمین درخت نشانیدن: اغرس الشجر؛ اثبته فی الارض. ( از اقرب الموارد ).
اغراس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ غَرس. درخت های نشانده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به غرس شود.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) درخت کاشتن.
( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ غرس، درخت ها، نهال ها.

فرهنگ عمید

نهال ها، درخت ها.
= غَرْس

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع غرس درختها نهالها.
درخت نشانیدن در زمین درخت نشانیدن

ویکی واژه

درخت کاشتن.
جِ غرس؛ درخت‌ها، نهال‌ها.

جمله سازی با اغراس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنهمه اشجار و اغراس را منکوس دیدم و آنهمه احوال را معکوس یافتم، نسیم سحری نکهت گل طری و رایحه بنفشه طبری نداشت و در لاله صحرائی طراوت رعنایی نبود