فرهنگ فارسی
( مصدر ) آشکار کردن ظاهر کردن نشان دادن.
( مصدر ) آشکار کردن ظاهر کردن نشان دادن.
manifestare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مقامات دولتی و تولیدکنندگان واکنشهای مختلفی را در این باره ابراز کردند. در زنجیره تولید شیر شامل تولید شیر خام در دامپروریها، انتقال شیر توسط ناوگان حمل شیر و نهایتاً کارخانجات تولید شیر در مضان اتهام قرار گرفتند.
💡 آزادی ادیان حق ذاتی هر فرد است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر گرامی داشته شده است. آزادی ادیان عبارت است از آزادی یک فرد یا گروه برای ابراز کردن، عمل، رعایت و پرستش دین و باورهای خود در خلوت یا در سطح اجتماع. همچنین این آزادی شامل قدرت تغییر دین خود یا اختیار داشتن در پیروی نکردن هیچ آیینی نیز هست. آزادی ادیان توسط بسیاری از دولتها و افراد به عنوان یکی از حقوق بشر بنیادی شناخته میشود.
💡 یک نظرسنجی مشابه گالوپ در سال 2011 شامل پاسخ های احتمالی میانه رو/معتدل نیز بود. در آن نظرسنجی، 17٪ دیدگاه های محافظه کارانه، 22٪ دیدگاه های آزادیخواهانه، 20٪ دیدگاه های جامعه گرایانه، 17٪ دیدگاه های میانه رو و 24٪ دیدگاه های لیبرال را ابراز کردند. این سازمان از اصطلاح "هر چه بزرگتر بهتر" برای توصیف جامعه گرایی استفاده کرد.
💡 پس از این اقدام، والدین کودکان روی صحنه خشم خودشان را در روزنامهها ابراز کردند.