آزار گرفتن
مترادفها
اذیت کردن، آزار دادن، رنج دادن
متضادها
آرام کردن، تسکین دادن، نوازش کردن، خوش کردن
لغت نامه دهخدا
( آزار گرفتن ) آزار گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) آزار گرفتن از کسی؛ از او رنجیده و دلتنگ شدن. به او خشم گرفتن:
همه بندگانیم و فرمان تراست
چه آزار گیری ز ما، جان تراست.فردوسی.از این پس کسری از بزرجمهر آزار گرفت و چون از روم بازگشت او را بازداشت مدتها تا از آن تنگی و رنج چشمش تباه شد. ( مجمل التواریخ ).
فرهنگ فارسی
( آزار گرفتن ) ( مصدر ) آزار گرفتن از کسی. از او رنجیده و دلتنگ شدن خشمگین شدن نسبت باو.
باو خشم گرفتن آزار گرفتن از کسی
ویکی واژه
آزارگرفتن
(قدیمی): رنجیدن، آزرده خاطر شدن. خلیفه را چند گونه صورت کردند، تا نیک آزار گرفت و از جای بشد. «بیهقی»
جمله سازی با آزار گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میلی به سر راه تو جمعند رقیبان از یار مگر رخصت آزار گرفتند؟