سوبژکتیو

مترادف‌ها

ذهنی، شخصی

متضادها

عینی، اوبژکتیو

فرهنگ معین

(ژِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - ذهنی، نظری. ۲ - شخصی، ذاتی.

فرهنگ عمید

ذهنی، درونی.

ویکی واژه

سوب‌ژکتیو
ذهنی، نظ، شخصی، ذاتی. مقابل ابژکتیو.
ذهنی، درونی، تخیلی، احساسی، اعتقادی.

جمله سازی با سوبژکتیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کریستوا مفهوم آلوده‌انگاری نزد سوژه را به مثابه فاعل سخنگو در عرصه مطالعات ادبی با توجه به نقش پالایندگی ادبیات قابل طرح می‌داند. آفرینشگر ادبی در روند خلق اثر با بیرون‌ریزی آلودگی‌ها، سوبژکتیویته خود را از وجود آن مبرا می‌کند. بدین ترتیب اثر ادبی و هنری حتی ناخواسته و ناخودآگاه، نوید پاکی را به روح انسان عرضه می‌کند.

💡 ارادهٔ آزاد به‌وسیلهٔ کسانی که به یکی از اشکال گوناگون جبرگرایی اعتقاد دارند، انکار می‌شود. استدلال در حمایت از ارادهٔ آزاد برپایهٔ تجربهٔ سوبژکتیو آزادی، احساس گناه، مذهب و باور به مسئولیت در برابر اعمال شخصی -که علت وجود مفاهیم قانون، پاداش، مجازات و تشویق است- هستند.

💡 در مباحث مربوط به نقد هنری، دیدگاه سوبژکتیو منتقد بسیار حائز اهمیت است زیرا تجربه شخصی او می‌تواند بر تفسیر نهایی اثر تأثیر مستقیم بگذارد

💡 قضاوت درباره میزان زیبایی یک منظره طبیعی کاملاً سوبژکتیو است و هر فرد بر اساس ذائقه و تجربه‌های شخصی خود نظر متفاوتی در این مورد دارد

💡 ما نباید مسائل علمی و تجربی را با نگاه سوبژکتیو و مبتنی بر احساسات شخصی بررسی کنیم، زیرا دقت و عینیت در یافته‌های علمی بسیار حیاتی است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران