سعال

لغت نامه دهخدا

سعال. [س َ] ( ع مص ) شادمان گردیدن. ( منتهی الارب ).
سعال. [ س ُ ] ( ع مص ) خفیدن. ( المصادر زوزنی ). سرفیدن. ( منتهی الارب ). سرفه وآن حرکت ریه است که بدان طبیعت اذیت را از ریه و اعضایی که متصل به آن است دفع میکند و آن مر سینه را مانند عطاس است مر دماغ را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). سرفه. ( غیاث ) ( دهار ):
هرآنگه کزو ماند عاجز خطیب
فزاید برو بی سعالی سعال.ناصرخسرو.بنفشه ٔ... سعال گرم و خشک را نافع بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
جاسوس تست بر خصم انفاس او چو در شب
غماز دزد باشد هم عطسه هم سعالش.خاقانی.

فرهنگ معین

(سُ ) [ ع. ] (اِ. ) سرفه.

فرهنگ عمید

سرفه.

فرهنگ فارسی

سرفه
( اسم ) سرفه. یا سعال یابس. سرفه خشک
خفیدن. سرفیدن. سرفه.

ویکی واژه

سرفه.

جمله سازی با سعال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیوی کریه منظر هم کفر و هم جنونش زالی سیاه پستان هم عطسه هم سعالش

💡 هر آنگه کزو باز ماند خطیب فزاید برو بی‌سعالی سعال

💡 جاسوس توست بر خصم انفاس او چو در شب غماز دزد باشد هم عطسه هم سعالش

💡 رسوا شود حسود تو در هرکجا که هست چون دزد شب که ناگه درگیردش سعال

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز