زن‌باره

مترادف‌ها

زن‌پرست، شهوت‌ران

فرهنگ معین

(زَ رِ ) (ص مر. ) زن باز، مردی که آمیزش با زنان را بسیار دوست دارد.

فرهنگ عمید

مردی که زنان را دوست دارد، زن دوست، زن باز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مردی که زن را بسیار دوست دارد. زن باز.

فرهنگستان زبان و ادب

{satyriasic} [روان شناسی] مرد دچار زن بارگی

ویکی واژه

مرد دچار زن‌بارگی.

جمله سازی با زن‌باره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بلخ ایمن‌اند ز هر شری می‌خوار و دزد و لوطی و زن‌باره

💡 او با نگاهی تحقیرآمیز به رفتارهای زن‌باره و ظریف او نگریست، چرا که تصور می‌کرد مردان همیشه باید مقتدر، شجاع و بی‌باک در میدان‌های جنگ باشند.

💡 در برخی متون ادبی قدیمی، از ویژگی‌های زن‌باره به عنوان نمادی از لطافت و زیبایی استفاده می‌شد، هرچند امروزه این اصطلاح بار معنایی متفاوتی دارد.

💡 او سعی داشت با پرهیز از رفتارهای زن‌باره، شخصیت مقتدر و جدی خود را در محیط‌های بسیار سخت و پرچالش کاری به خوبی حفظ و نمایش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران