زنباره
مترادفها
زنپرست، شهوتران
فرهنگ معین
(زَ رِ ) (ص مر. ) زن باز، مردی که آمیزش با زنان را بسیار دوست دارد.
فرهنگ عمید
مردی که زنان را دوست دارد، زن دوست، زن باز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مردی که زن را بسیار دوست دارد. زن باز.
فرهنگستان زبان و ادب
{satyriasic} [روان شناسی] مرد دچار زن بارگی
ویکی واژه
مرد دچار زنبارگی.
جمله سازی با زنباره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بلخ ایمناند ز هر شری میخوار و دزد و لوطی و زنباره