حزب غالب
مترادفها
حزب مسلط، حزب حاکم
متضادها
حزب اقلیت
فرهنگستان زبان و ادب
{dominant party} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] در نظام مجلسی، حزبی که در طی سالیان متمادی به تنهایی یا در قالب ائتلاف، مسئولیت ادارۀ دولت را در دست داشته است
ویکی واژه
در نظام مجلسی، حزبی که در طی سالیان متمادی بهتنهایی یا در قالب ائتلاف، مسئولیت ادارۀ دولت را در دست داشته است.
جمله سازی با حزب غالب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اکثر یاران و انصار اهل بیت محدث و از اخباریان بودهاند، در زمان اهل بیت مکتب اخباری بسیار پر رونق بوده است، از زمان قاجار از رونق آن کم شده است و با پیروزی انقلاب اسلامی ایران از رونق افتاده است، اکثر علمای ایران صفوی از اخباریان بودهاند، در زمان ایران صفوی اخباریگری حزب غالب حوزههای علمیه بوده است.
💡 حزب مردم در اردیبهشت ۱۳۳۶ش موجودیت خود را اعلام کرد. سران این حزب غالباً چهرههای علمی و دانشگاهی و شخصیتهای سیاسی و حکومتی بودند. رهبر عملی این حزب تا پایان حیات سیاسی آن اسدالله علم بود. از دیگر بنیانگذاران این حزب میتوان از یحیی عدل، پرویز ناتل خانلری، موسی عمید، حسن ستوده تهرانی و احمد فرهاد نام برد.
💡 پس از برگزاری انتخابات پارلمانی، حزب غالب با اکثریت آراء توانست کنترل دولت و سیاستهای کلان کشور را در چهار سال آینده به دست بگیرد.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که قدرت حزب غالب در این دوره میتواند تأثیر بسیار بسزایی بر روند تصمیمگیریهای اقتصادی و اجتماعی کل جامعه داشته باشد.
💡 مخالفان سیاستهای جاری، همواره تلاش میکنند تا با نقد عملکرد حزب غالب، فضای لازم را برای تغییرات گسترده در دورههای آینده فراهم کنند.