ارتش سالاری

مترادف‌ها

فرماندهی ارتش، ریاست نظامی

فرهنگ عمید

حکومتی که در آن نظامیان قدرت را در دست دارند، میلیتارسم.

فرهنگستان زبان و ادب

{stratocracy} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نظامی سیاسی که در آن نیروهای مسلح به مدت طولانی زمام حکومت را در دست دارند و این امر به یک سنت سیاسی تبدیل شده است

جمله سازی با ارتش سالاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هستهٔ اصلی و مرکزی سپاه غزنوی را غلامان ترک زر خرید تشکیل می‌دادند؛ ولی محمود بر خلاف زمان گذشته توانست نظم خاصی را در ارتش برقرار کند و محمود علاوه بر غلامان ترک داوطلبانی که به اصطلاح غازیان نامیده می‌شدند در لشکر خود داشت. دولت محمود غزنوی با جلب نظر روستاییان بی زمین و وارد کردن آن‌ها به صفوف غازیان و فریب آن‌ها به امید کسب ثروت از غنایم جنگی سعی می‌کرد تا تناقضات اجتماعی را محو کند و دولت غزنوی گرایش به ارتش سالاری داشت در نتیجه میتوان نتیجه گرفت که ارتش از بیشترین اعتبار در داخل امپراتوری برخوردار بود

💡 یا ارتش سالاری، حکومتی است که به دست نظامیان اداره می‌شود. این نظام حکومتی دارای حکومتی نظامی است که در آن حکومت و ارتش به‌طور سنتی و بر طبق قانونی اساسی، در واقع یک موجودیت هستند. شهروندانی که به خدمت سربازی اجباری یا داوطلبانه رفته‌اند، یا کسانی که با افتخار از ادامه خدمت معاف شده‌اند، می‌توانند در سطوح مدیریتی و اداری کشور قرار بگیرند. (البته باید توجه کرد که این نظام حکومتی با شبه نظامیان یا دیکتاتوری نظامیان اشتباه نشود). شهر-حکومت اسپارتا نمونه‌ای تاریخی از این مورد است؛ نظام اجتماعی و قانون اساسی اسپارتا تماماً بر روی آموزش و مهارت نظامی متمرکز بود.

💡 بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند که افزایش رویکردهای ارتش سالاری در تصمیم‌گیری‌های سیاسی می‌تواند منجر به کاهش دموکراسی در کشورها شود.

💡 سیاست‌های ارتش سالاری معمولاً تمرکز قدرت را در دست نهادهای نظامی قرار داده و از مشارکت فعال بخش‌های غیرنظامی در اداره دولت جلوگیری می‌کند.

💡 تاریخ جهان شاهد دوره‌های مختلفی از ارتش سالاری بوده است که در آن قدرت نظامی بر تمامی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی حاکم بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران