لغت نامه دهخدا
توصیه کردن. [ ت َ / تُو ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندرز و نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ). سفارش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
توصیه کردن. [ ت َ / تُو ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندرز و نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ). سفارش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
۱ - سفارش کسی را بدیگری کردن. ۲ - اندرز دادن وصیت کردن.
consigliare
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبود یک دولت مؤثر سبب شد دو سیاستمدار پرنفوذ، فرانتس فون پاپن و آلفرد هوگنبرگ، به همراه چند صنعتگر و تاجر دیگر نامهای به فن هیندنبورگ بنویسند. امضاکنندگان این نامه به او توصیه کردند که آدولف هیتلر را به عنوان رئیس دولتی مستقل از احزاب پارلمان به صدارت منصوب کند. اتفاقی که از نظر آنها میتوانست باعث «رضایت میلیونها نفر» شود.
💡 پدر و مادر مارتین به او توصیه کردند از ساخت این فیلم خودداری کند.