توجبه

لغت نامه دهخدا

توجبه. [ ج َ ب َ / ب ِ / ج ِ ب َ /ب ِ ] ( اِ ) سیلاب را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). سیل. ( صحاح الفرس ). این کلمه را صاحب منتهی الارب با تاء مثناة فوقانی بیش از صد موضع می آورد و هیچ جا نوجبه بانون نیاورده است. رشیدی می گوید با تاء غلط است و بانون صحیح است و گوید بمعنی سیل نیز نیست، بمعنی چشمه است، چه صاحب مقاصداللغة در کلمه عِدّ عربی گوید:العِدّ؛ نوژبه و عِدّ به کسر عین و تشدید دال بمعنی آبی است که از چشمه تراود - انتهی. لیکن صاحب منتهی الارب همه جا توجبه با تاء آورده است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): غُدَر؛ آب که توجبه سپس گذارد. جوخ؛ کندن توجبه کناره رود را. خضیعة؛ آواز توجبه. تجرّف؛کاویدن توجبه زمین را. ( منتهی الارب ). رجوع به معانی غشمرة، نخج، اعمیان، دافعة، تجرف السیل، قعیث، اکدر، جلخ، سیل دقاق، قرتاس، سیل قصر، عرندس، مدر، ثجیج،جیخ، جُبار و اخافة در منتهی الارب شود:
خود ترا جوید همه خوبی و زیب
همچنان چون توجبه جوید نشیب.رودکی.رجوع به نوجبه شود.
|| بمعنی فرشته هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی فرشته، چون شاهدی ندارد جای شک باشد... ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(جَ بِ ) (اِ. ) سیل، سیلاب.

فرهنگ عمید

= نوجبه

فرهنگ فارسی

( اسم ) سیل سیلاب.
شکایت نمودن بی خوابی و جز آن را ٠ یا اندوهگین شدن ٠

ویکی واژه

سیل، سیلاب.

جمله سازی با توجبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ هذا تفسیر للفاحشة التی انکر علیهم اتیانها مبصرین و اعاد لفظ الاستفهام زیادة فی الانکار. و قیل هو توبیخ بعد توبیخ کقول القائل: الم انهک، الم اعظک بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ای جهلة بعظیم حق اللَّه علیکم. ان قیل کیف وصفهم بالبصیرة ثمّ قال بعقبه: بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ، فالجواب انّ بَلْ نفی لفعل توجبه البصیرة ای لکم بصیرة و تعملون عمل الجهّال. و قیل بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ العذاب الموعود علی هذه الفاحشة و تجهلون، عاقبة امرکم.

💡 توجبه بدن را صد چاک زن که آن سرو بند قبا چو بگشود بگشاد آن میان را