تتمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) تتمه. تمام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). تمام کردن چیزی را و استمرار نمودن بر وی. تمّه ُ و علیه تتمیاً و تتمّة. || دادن قوم را حصه تیر قمار خود. || هلاک کردن چیزی را. || تمیمه ( تعویذ ) کردن در گلوی کودک. || خسته را کشتن. یقال: تمم علی الجریح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شکافته شدن بی آنکه جدا گردد. یا شکافته از هم جدا گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || گردیدن کسی تمیمی الهواء او لرأی او لمحلة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح علم بدیع ) نوعی از اطناب است و آن آوردن زیادتی است در کلام بخاطر نکته ای چنانکه موهم خلاف مقصود نباشد مانند: و یطعمون الطعام علی حبه؛ ای یطمعونه مع حبه و الاحتیاج الیه. ( از تعریفات جرجانی ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) به پایان رساندن، تمام کردن.
۱. تمام کردن، به پایان رسانیدن.
۲. کامل کردن.
تمام کردن، کامل کردن، بپایان رسانیدن
( مصدر ) بسر آوردن تمام کردن. جمع: تتمیمات.
[ویکی فقه] تتمیم، افزودن عبارتی به یک کلام تام به قصد مبالغه یا احتراز یا احتیاط است.
«تتمیم» یعنی افزودن کلمه یا جمله ای به سخنی کامل، تا بر زیبایی معنای آن بیفزاید. تتمیم را برای مبالغه، احتراز یا احتیاط به کار می گیرند؛
← مثال اول
۱. ↑ دهر/سوره۷۶، آیه۸.
فرهنگ نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «تتمیم».
...
به پایان رساندن، تمام کردن.
💡 تا گوش و چشم انبازان بزم و دمسازان راز خدام امجد والا از دید و شنید تعلیقات خنک و تلفیقات لاطایل حجاب در بندد و سیماب نجوید، روی نازیبای نگارش را بدان سیاقت بزکی بستم و در پهنه خرسواری های گزارش یزکی راندم، رحمت خاص خود را در تتمیم ارقام لازم التعظیم به تمام تجلی فرمای، که من بنده تنک پوست و خدنگ پو است، دور از آن فرخنده جان خفتان سپر و جوشن شکاف است. کاغذ انعامی رسید. اینک سطری بسته ام و احترام کتاب را خامه در انگشت و صفحه در مشت ثابت و ستوار نشسته. حرره العبد یغما.
💡 پس بار دیگر عالم علوم آداب را رونق عهد شباب باز آمد وگلشن فضل و بلاغت را حسن و طراوت افزود، طبع فصاحت، رسم سماحت تازه کرد، سحاب حکمت، باران رحمت ببارید، شعله طور جلوه ظهور گرفت، پنجه موسی لمعه بیضا نمود، مریم منطق عیسی مصدق آورد و جبرئیل امین معجزات مبین در رساند، خامة استاد روزگار حدت ضرب ذوالفقار آشکار ساخته، آتشی تازه در خرمن کفر و عناد در انداخت و به ترقیم کتاب مجدد پرداخت که هم تتمیم رساله سابقه است و هم تحقیق عقاید صادقه. شعر: