تبایع

لغت نامه دهخدا

تبایع. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) ( از «ب ی ع » ) با یکدیگر خرید و فروخت کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با همدیگر بیع کردن. ( آنندراج ) ( از ترجمان علامه جرجانی ): وقتی در زمان صاحب عباد رحمه اﷲ تبایعی واقع شد بر صندوقی از جمله صندوقهایی چند که مانند دکانها ترصیف و نصب کرده بودند. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 54 ). || بیعت نمودن. ( منتهی الارب ). بیعت کردن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تبایع. [ ت َ ی ِ ] ( ع اِ ) ( از «ت ب ع » ) ج ِ تَبِیع و تَبیعَة. ( منتهی الارب ). تَبائِع ج ِ تبیع. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تبائع و تبیع و تبیعة شود.

فرهنگ معین

(تَ یُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - با هم داد و ستد کردن. ۲ - بیعت کردن.

فرهنگ عمید

۱. با هم خریدوفروش کردن.
۲. بیعت کردن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) جدا شدن از یکدیگر. ۲- اختلاف داشتن.۳- ( اسم ) جدایی. ۴- اختلاف. ۵- تباین بین دو قضیه آنست که مفهوم یکی بر مصادیق دیگری بطور کلی یا بر بعض آن صادق نباشد. ۶- دو عدد صحیح را گویند که جز بر واحد ( یک ) قابل قسمت نباشند مانند۷ و ۹ که مشترکا جز بر واحد قابل قسمت نیستند واین دو را متباین گویند.
جمع تبیع. تبائع و تبیع و تبیعه شود.

ویکی واژه

با هم داد و ستد کردن.
بیعت کردن.

جمله سازی با تبایع

💡 روی انّ النبی (ص) قال: «اتقوا من السّاعة و قد نشر الرجلان ثوبهما فلا یتبایعانه و لا یطویانه و اتقوا من الساعة و قد رفع الرجل اکلته فلا یطعمها».

💡 منم مجموعه ارض و سموات که روح قدسیم اصل تبایع

💡 ز بهر اوست وجود تبایع و افلاک ز سعی اوست نظام شرایع و احکام

متعبد یعنی چه؟
متعبد یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز