لغت نامه دهخدا
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِ ) مأخوذاز تازی، دستور کتبی، گویند: امریه ای صادر کردند.
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِخ ) از فرقه های غلات شیعه که می گفتند علی ( ع ) در امر رسالت با حضرت رسول شریک است. ( از کتاب خاندان نوبختی ص 250 ).
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِ ) مأخوذاز تازی، دستور کتبی، گویند: امریه ای صادر کردند.
امریه. [ اَ ری ی َ ] ( اِخ ) از فرقه های غلات شیعه که می گفتند علی ( ع ) در امر رسالت با حضرت رسول شریک است. ( از کتاب خاندان نوبختی ص 250 ).
از فرقه های غلات شیعه که می گفتند علی ( ع ) در امر رسالت با حضرت رسول شریک است.
💡 از رخدادهای مهم زمان فرمانروایی او لشکرکشی موفقیت آمیزش به مصر بود که او را در آستانه فتح مصر قرار داد. همچنین آزار و اذیت یهودیان یهودیه و سامریه و شورش یهودیان مکابی از دیگر رویداد های زمان او بود.
💡 الاخبار فی الدوله العامریه (در 100 جلد)