امثله

لغت نامه دهخدا

( امثلة ) امثلة. [ اَ ث ِ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ مثال. رجوع به امثله شود. || نام کتاب معروفی که مبتدیان در مدارس قدیم می خواندند.
امثله. [ اَ ث ِ ل َ / ل ِ ] ( ع اِ ) ج ِمثال. فرمانها. ( فرهنگ فارسی معین ): مناشیر تقدیر بموافقت تدابیر او مُوَقَّع و امثله قضا برموجب رضای او موشح. ( سندبادنامه ). امثله توقیعات او در اقطار جهان چون سوائر امثال و شوارد اشعار منتشر شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بر قاعده معهود مناشیرو امثله و مخاطبات بتازی نویسند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). پسر را پیش خواند و به اطراف و اقطار ممالک خراسان و غزنین و زابلستان به استدعاء لشکر امثله روان کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). فرمان شد تا او سرو سرورکتاب باشد و وزیر ایشان و... امثله و مناشیر او نویسد و سواد کند. ( جهانگشای جوینی ). || مانندها. || داستانها. ( فرهنگ فارسی معین ).
- امثله شرعیه؛ مسایل دینی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(اَ ثِ لِ ) [ ع. امثلة ] ( اِ. ) جِ مثال، ۱ - فرمان ها. ۲ - مانندها.

فرهنگ عمید

= مثال

فرهنگ فارسی

جمع مثال
(اسم ) جمع مثال ۱ - فرمانها.۲ - مانندها ۳ - داستانها. یا امثل. شرعیه. مسایل دینی
جمع مثال

ویکی واژه

امثلة
جِ مثال؛
فرمان‌ها.
مانندها.

جمله سازی با امثله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدت عمر پادشاه در کمال امنیت و مزید معالی و بسطت هزار سال باد. مناشیر تقدیر به موافقت تدبیر او موقع و امثله قضا بر موجب رضای او موشح به رای انور ملک پرور عدل گستر که آفتاب در جنب او چون سایه تیر نماید و ماه با عزم او چون سها خیره بماند.

💡 ما هر چه بگوئیم مثال است و تو طفلی شرحی به از این از پی این امثله داریم

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز