آنجهان
مترادفها
جهان دیگر، عالم دیگر
متضادها
اینجهان
لغت نامه دهخدا
( آن جهان ) آن جهان. [ج َ ] ( اِ مرکب ) آخرت. عقبی. اخری. آجله. آجل. آخره.عاقبت. آن سرا. مقابل این جهان، دنیا، اولی، عاجله.
فرهنگ معین
( آن جهان ) (جَ )( اِ. )آخرت، جهان پس از مرگ.
فرهنگ فارسی
( آن جهان ) ( اسم ) آخرت عقبی اخری مقابل این جهان دنیا.
ویکی واژه
آنجهان
(قدیم): آخرت، جهان پس از مرگ. مقابل اینجهان. بدید آن جهان را دل روشنم/ خروشد ز بدیهای او جوشنم. «فردوسی»
جمله سازی با آنجهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به یاران از متاع آنجهانی کلید جنت آورد ارمغانی
💡 آنجهانداری که از خاک ره جانپرورش سرزنشها هر زمان بر آب حیوان میرسد
💡 در روزگار ساسانیان هفت بخش ۱-۲-۳-۱۱-۱۳-۲۰-۲۱ را «گاسانیک» یا ادبیات مینوی (آنجهانی)، هفت بخش ۴-۵-۶-۷-۸-۹-۱۰ را «هاتَکمانْسَریک» یا ادبیاتی میان نوع ادبیات مینوی و اینجهانی (آنجهانی و اینجهانی) و هفت بخش ۱۲-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷-۱۸-۱۹ را «داتیک» یا ادبیاتِ اینجهانی نامیده میشد.
💡 بسیاری از ادیان و مکاتب فلسفی معتقدند که زندگی در این دنیا تنها مقدمهای برای ورود به یک مرحله بسیار مهمتر در آنجهان است.
💡 او همیشه با نگاهی متفاوت به مسائل مینگریست و معتقد بود که عدالت واقعی تنها در آنجهان و در برابر خداوند جاری خواهد شد.
💡 شاعر در اشعار خود بارها به زیباییهای آنجهان و پیوند میان روح انسان و دنیای معنوی اشاره کرده و از آن تمجید فراوان نموده است.