شجیع
مترادفها
شجاع، دلیر، دلاور، جسور، بیباک
متضادها
بزدل، ترسو
لغت نامه دهخدا
شجیع. [ ش َ ] ( ع ص ) پردل و دلاور در خطرات و مخاوف.ج، شُجَعاء و شُجعان. ( منتهی الارب ). شجاع. ج، شُجعان، شِجاع، شُجَعاء، اءَشجِعَة. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(شَ ) [ ع. ] (ص. ) شجاع، دلاور.
فرهنگ فارسی
شجاع، دلاور، شجعان وشجعائ جمع
( صفت ) شجاع دلاور دلیر جمع: شجعان.
ویکی واژه
شجاع، دلاور.
جمله سازی با شجیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارزان بتو باد هر چه داری که صفی بی این همه در دو کون شاه است و شجیع
💡 دشمن مال و مهلک دشمن کف راد و دل شجیع تو باد
💡 صفدران شیر خو کندند مغز شیر و ببر تو شجیع قصه خوان از حیزر و هیجاستی