مشاجه
مترادفها
شجاع، دلاور، دلیر
متضادها
آشتی، صلح، توافق
لغت نامه دهخدا
( مشاجة ) مشاجة. [ م ُ شاج ْ ج َ ] ( ع مص ) سر یکدیگر را شکستن. شجاج مثله. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شجاج شود.
فرهنگ معین
(مُ جّ ) [ ع. مشاجة ] (مص ل. ) با یکدیگر ستیزه کردن.
ویکی واژه
مشاجة
با یکدیگر ستیزه کردن.