لغت نامه دهخدا
شباهت داشتن. [ ش َ / ش ِ هََ ت َ ] ( مص مرکب ) مانستن.مشابهت داشتن. شبیه و مانند بودن. ( ناظم الاطباء ).
شباهت داشتن. [ ش َ / ش ِ هََ ت َ ] ( مص مرکب ) مانستن.مشابهت داشتن. شبیه و مانند بودن. ( ناظم الاطباء ).
مانستن مشابهت داشتن
assomigliare
somigliare
💡 شاید مهمترین مولکول آلی تولید شده کلروفیل باشد که باعث شد موجودات زنده ساده اولیه قادر به تأمین غذای خود شوند (تولیدکننده). اولین موجود زنده فتوسنتزکننده سیانوباکتری بودند، که به سیانوباکتریهای امروزی مثل نوسترک شباهت داشتند.
💡 آتشینک معروفترینِ پنهانپایان است؛ گروهی از دوزیستان بیپا که به مار شباهت داشتند. این جانور چند ردیف دندان کوچک نوکتیز داشت که به دندانهای بعضی از مارهای غیرسمی امروزی شبیه بودند. تیرهی پشت آتشینک بیش از ۲۰۰ مهره داشت که دوسومشان در دمش قرار گرفته بودند. آتشینک احتمالاً خشکیزی بود، کنار آبگیرها و دریاچهها میزیست و برای یافتن شکار لابهلای گیاهان آبی جستجو میکرد.