لغت نامه دهخدا
سیوارتیر. ( اِ مرکب ) نام نوایی از موسیقی. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( برهان ):
ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری
ساعتی سروستاه ساعتی باروزنه.منوچهری.رجوع به آهنگ شود.
سیوارتیر. ( اِ مرکب ) نام نوایی از موسیقی. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) ( برهان ):
ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری
ساعتی سروستاه ساعتی باروزنه.منوچهری.رجوع به آهنگ شود.
(اِ. ) از آهنگ های موسیقی قدیمی.
نوایی است از موسیقی قدیم.
از آهنگهای موسیقی قدیمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعتی سیوارتیر و ساعتی کبک دری ساعتی سروستاه و ساعتی با روزنه