سلعت
متضادها
خدمات
فرهنگ معین
(س عَ ) [ ع. سلعة ] (اِ. ) متاع، کالای تجارت.
(سَ عَ ) [ ع. سلعة ] (اِ. ) ۱ - سر - شکستگی هر مقدار که باشد، ج. سلعات، سلاع. ۲ - آن که پوست بشکافد. ۳ - آژخ که بی درد بر اندام پدید آید. ۴ - خنازیر.
ویکی واژه
سلعة
متاع، کالای تجارت.
آن که پوست بشکافد.
آژخ که بی درد بر اندام پدید آید.
خنازیر.
سلعة
سر - شکستگی هر مقدار که باشد؛
سلعات، سلا
جمله سازی با سلعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا تو او را فروشی این سلعت او به هر دم نوت دهد خلعت
💡 و روی: ثلاثة لا یکلّمهم اللَّه یوم القیامة و لا ینظر الیهم و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم، قیل یا رسول اللَّه من هم خابوا و خسروا؟ فقال: المسبل و المنّان و المنفق سلعته بالحلف کاذبا.
💡 سلعتش ساعتیست با تو و بس خلعتش دام و درد و بند و قفس