سلاب

لغت نامه دهخدا

سلاب. [ س ِ ] ( ع اِ )جامه ماتم. ج، سلب. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ). جامه سوگ. ( مهذب الاسماء ). || ( معرب، اِ ) مخفف اسطرلاب و این لفظ اگر چه یونانی است اما چون این تخفیف را اهل فرس کرده اند مذکور شد. ( رشیدی ):
بگفت این و سلاب برداشت زود.اسدی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(س ) [ ع. ] (اِ. ) جامة سیاه، جامة ماتم.

فرهنگ عمید

جامۀ سیاه، لباس ماتم.

فرهنگ فارسی

جامه سیاه، لبا ماتم، سلب جمع
( اسم ) جامه سیاه رنگ لباس سوگواری جمع: سلب.

ویکی واژه

جامة سیاه، جامة ماتم.

جمله سازی با سلاب

💡 آدولف کارل هاینریش اسلابی (۱۸ آوریل ۱۸۴۹–۶ آوریل ۱۹۱۳)، پیشگام آلمانی در زمینه الکترونیک و اولین استاد الکتروتکنولوژی در دانشگاه فنی برلین (۱۸۸۶) بود.

💡 اسلابی در برلین به دنیا آمد.‌‌ پدر او صحاف بود. اسلابی در آکادمی تجارت برلین، سلف آکادمی فنی برلین-شارلوتنبورگ برای مطالعه مهندسی مکانیک و ریاضیات زیر نظر فرانتس رولو تحصیل کرد. او به عنوان یک هم خانه با سازنده ماشین لوئیس شوارتزکف مشغول به کار شد که منجر به علاقه‌مندی به مهندسی مکانیک شد. اسلابی تحصیلات خود را در دانشگاه ینا ادامه داد و دکترای خود را در ریاضیات دریافت کرد.

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز