لغت نامه دهخدا
سغری. [ س َ ] ( اِ ) ساغری. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). مخفف ساغری است که کفل اسب و حیوانات دیگر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
سغری. [ س َ ] ( اِ ) ساغری. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). مخفف ساغری است که کفل اسب و حیوانات دیگر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
(سَ غَ ) (اِ. ) نک ساغری.
= ساغری
( اسم ) کفل اسب و دیگر چارپایان.
نک ساغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این چه سغری و چه رویست و چه کار که به روزی اندر آیی چار بار
💡 شاخی که خشک نیست ز آتش مسلم است از تیر غم ندارد سغری که ترکش است
💡 لک هرزه و لمتر کلان پیچه سیان و پرسیان سغری گفل ترسا، سه خوان زنارشان موسخ بود
💡 با کدامین روی میآیی به من این چنین سغری ندارد کرگدن
💡 هیچ سغریگر از پی کیمخت نبرد بی طمع بدکانش