سرچاه. [ س َ ] ( اِخ ) ده قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. سکنه آن 228 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سرچاه. [ س َ ] ( اِخ ) ده پشتکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد. دارای 345 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه. محصولش غلات آبی و دیمی و ذغال چوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
سرچاه. [ س َ ] ( اِخ ) ده بارمعدن بخش سرولایت شهرستان نیشابور. دارای 1137 تن سکنه است. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سرچاه. [ س َ ] ( اِخ ) ده شاخنات بخش درمیان شهرستان بیرجند. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
ده شاخناب بخش درمیان شهرستان بیرجند آب از قنات محصول غلات.
سرچاه (نیشابور). سرچاه ( نیشابور )، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان بینالود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۶۷۴ نفر ( ۴۲۳خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس آن عریان کتاب های من بر شتر نهادند و برادرم را به شتر نشاندند و من پیاده برفتم روی به مطلع بنات النعش، زمینی هموار بود بی کوه و پشته. هر کجا زمین سخت تر بود آب باران در او ایستاده بود و شب و روز میرفتند که هیچ جا اثر راه پدید نبود الا بر سمع میرفتند و عجب آن که بی هیچ نشانی ناگاه به سرچاهی رسیدندی که آب بود. القصه به چهار شبانه روز به یمامه آمدیم.
💡 شیخ اجازت داد. احمد فاتحه برخواند. دلو به سرچاه آمد. شیخ چون آن بدید، کلاه بنهاد و گفت: ای جوان! تو کیستی که خرمن جاه من در برابر دانه تو کاه شد؟
💡 روزی سبوی آب و رسن برگرفت و به طلب آب بر سرچاه رفت و کودکی طفل در بر داشت. چون به سر چاه رسید، معشوق را دید بر لب چاه ایستاده و چشم انتظار گشاده و با خود می گفت: