سراسیمه وار
مترادفها
با عجله، شتابزده، هراسان، پریشان
متضادها
آرام، با آرامش، متین
فرهنگ معین
( ~. )(ق مر. ) با عجله و شتاب.
فرهنگ فارسی
بطور سراسیمه باعجله شتاب: بهزاد چون آن حالت بدید و آن سخن بشنید سراسیمه وار خواست که بجهد و شمشیر بر کشد.
جمله سازی با سراسیمه وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مادری سراسیمه وارد کلانتری میشود و به افسر نگهبان میگوید دختر جوانش، سحر، دیشب به خانه بازنگشته است. سحر دختری بلندپرواز و مطلقه است که به دلیل نوع پوشش و آرایش و ارتباطاتش در محله پشت سرش حرف زیاد است...ماجرای فیلم پیرامون پیدا کردن ردی از سحر پیش میرود..
💡 او با حالتی سراسیمه وار و مضطرب به سمت ایستگاه قطار دوید تا شاید بتواند قبل از حرکت آخرین واگن را از دست ندهد.
💡 وقتی خبر رسید که خانه در خطر است، تمام ساکنان با رفتاری سراسیمه وار و بدون هیچ برنامهریزی قبلی از ساختمان خارج شدند.
💡 دانشجو با قدمهایی سراسیمه وار در راهروهای دانشگاه میدوید تا بتواند قبل از شروع امتحان نهایی در کلاس حضور پیدا کند و غایب نشود.