سر باز نهادن
مترادفها
امتناع کردن، خودداری کردن، سرپیچی کردن
متضادها
پذیرا شدن، موافقت کردن
فرهنگ معین
( ~. نَ دَ ) (مص ل. ) استراحت کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) استراحت کردن تمدد اعصاب کردن.
ویکی واژه
استراحت کردن.
امتناع کردن، خودداری کردن، سرپیچی کردن
پذیرا شدن، موافقت کردن
( ~. نَ دَ ) (مص ل. ) استراحت کردن.
( مصدر ) استراحت کردن تمدد اعصاب کردن.
استراحت کردن.