سر باز نهادن
مترادفها
امتناع کردن، خودداری کردن، سرپیچی کردن
متضادها
پذیرا شدن، موافقت کردن
فرهنگ معین
( ~. نَ دَ ) (مص ل. ) استراحت کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) استراحت کردن تمدد اعصاب کردن.
ویکی واژه
استراحت کردن.
جمله سازی با سر باز نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی سربازان جوان دستورات بیرحمانه فرمانده خود را نادیده گرفته و سر باز نهادن را انتخاب کردند، شورش بزرگی در میان پادگانها شکل گرفت.
💡 هیچکس انتظار نداشت که نوجوانان پرشور و هیجانزده در برابر قوانین سختگیرانه و ناعادلانه جامعه، به این شکل آشکار سر باز نهادن را آغاز کنند.
💡 او تصمیم گرفت که از سنتهای قدیمی و محدودکنندهای که همواره مانع پیشرفت او شده بودند، به شدت سر باز نهاده و راه خود را برود.