سدری

لغت نامه دهخدا

سدری. [ س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب است به سدر که فروشنده آن است. ( از لباب الانساب ).
سدری. [ س ِ ] ( اِخ ) یحیی بن عبدالملک بن احمدبن شعیب سدری مکنی به ابوزکریا یحیی بن عبدالملک بن احمد شعیب. شیخ صالحی است از اصحاب شیخ عمادالدین که بسال 476هَ. ق. بحلب متولد شده و ببغداد نشو و نما یافته از اباالحسین بن الطیوری و اباعلی التککی و غیره استماع حدیث کرده و سمعانی از او. ( لباب الانساب ص 536 ).

فرهنگ فارسی

یحی بن عبدالملک بن احمد بن شعیب سدری مکنی بابو زکریا یحیی بن عبدالملک بن احمد شعیب شیخ صالحی است.

جمله سازی با سدری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او با اسکورپیوس مالفوی دوست صمیمی بود و او بدنبال پیداکردن ماشین‌زمان برای نجات دادن سدریک دیگوری بود.

💡 پنجه موج حوض گشته کبود بهر سدری آب برهانست

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز