سجایا

لغت نامه دهخدا

سجایا. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سجیة. خوها و عادتها. ( غیاث ) ( منتهی الارب ):
کریم السجایا، جمیل الشیم.سعدی ( بوستان ).دل داده ام بیاری عاشق کشی نگاری
مرضیة السجایا محمودة الخصائل.حافظ.رجوع به سجیة شود.

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ سجیه، طبایع.

فرهنگ عمید

= سجیه

فرهنگ فارسی

جمع سجیه
( اسم ) جمع سجیه طبایع خلقها خوی ها.

فرهنگ اسم ها

اسم: سجایا (دختر) (عربی) (تلفظ: sajāyā) (فارسی: سَجايا) (انگلیسی: sajaya)
معنی: خوها و عادتها، خلق ها، خوی ها، خصلت ها

ویکی واژه

جِ سجیه؛ طبای

جمله سازی با سجایا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اذا نادیت اکرمهم سجایا یجیبک کل من سمع المنادی

💡 کریم السجایا حمید المساعی جمیل المحیا جزیل المواهب

💡 بتی سنگین دلی سیمین عذاری صبیح الوجه مرضی السجایا

💡 و دع العذر و زرنا ایّها المحض اللّباب‌ بینک المرّ عذاب و سجایاک عذاب

💡 سرّ شما نفهمد آن کس که او نباشد مرضیة السجایا محمودة الخصائل

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز