سبق بردن

مترادف‌ها

پیشی گرفتن، جلو افتادن، برتری یافتن

متضادها

عقب ماندن، شکست خوردن

لغت نامه دهخدا

سبق بردن. [ س َ ب َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیش افتادن در سباق. گرو بردن. فائق آمدن:
تو مرکویی بشعر و من بازم
از باز کجا سبق برد مرکو.دقیقی.برده سبق از همه بزرگان سپاه
پاک از همه عیب و عار و دور از همه ننگ.منوچهری.چه عجب گر برد از باد سبق چون باشد
از دعا و ز ثنای تو بر این باره لگام.ظهیرالدین فاریابی.سبق برد خود را تک آهسته دار
حسد را بخود راه بربسته دار.نظامی.جمله بر آن کز تو سبق چون برند
سکه کارت به چه افسون برند.نظامی.سبق برده ز وهم فیلسوفان
چو مرغابی نترسد زآب طوفان.نظامی.جمله عالم زآن غیور آمد که حق
برد در غیرت بر این عالم سبق.مولوی.نیک اختران نصیحت سعدی کنند گوش
گر بشنوی سبق بری از سعد اختران.سعدی ( صاحبیه ).بچشم خویش دیدم در بیابان
که آهسته سبق برد از شتابان.سعدی ( گلستان ).چو سلک درّ خوشابست شعر نغز تو حافظ
که گاه لطف سبق می برد ز شعر نظامی.حافظ.

فرهنگ معین

( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) پیشی گرفتن، پیروز شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) در مسابقه پیروز شدن.

ویکی واژه

پیشی گرفتن، پیروز شدن.

جمله سازی با سبق بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز جنبش تو سبق بردنی نیاید، لیک بکوش تا ز رفیقان خود نمانی باز

💡 در دنیای پررقابت تکنولوژی، شرکت‌هایی که موفق به سبق بردن رقبای خود در زمینه نوآوری می‌شوند، سهم بسیار بیشتری از بازار جهانی را به دست می‌آورند.

💡 ورزشکارانی که توانایی سبق بردن از رقبای خود در لحظات حساس مسابقه را دارند، معمولاً به عنوان قهرمانان واقعی و پرافتخار ورزش شناخته می‌شوند.

💡 برای موفقیت در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌های برتر، دانش‌آموزان باید تمام تلاش خود را برای سبق بردن از سایر متقاضیان و کسب نمرات بالا به کار بندند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران