سال مه.[ م َه ْ ] ( اِ مرکب ) تاریخ است و آن حساب نگاه داشتن سال و ماه و روز باشد. ( برهان ). ماه و روز. ( جهانگیری ). حساب سال و ماه نگاه داشتن و آن را روزمه نیز گویند و تاریخ و توریخ مأخذش از این لفظ فارسی بوده و آن را ماه روز نیز گفته اند. ( آنندراج ):
شدش فرامش آن سال مه که شهر ترا
فروگرفت به نیرنگ و تنبل و دستان.مسعودسعد ( از آنندراج ).رجوع به سال و مه شود.
سال مه. [ ل ِ م َه ْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سال قمری باشد و آن سیصد و پنجاه و چهار روز است. ( برهان ).
حساب سال و ماه، تاریخ: شدش فرامش آن سال مه که شهر تو را / فروگرفت به نیرنگ و تنبل و دستان (مسعودسعد: لغت نامه: سال مه ).
سال ماه، حساب سال وماه، تاریخ
مونت سالم: ابدان سالمه.
اسم: سال مه (دختر) (عربی) (تلفظ: saleme) (فارسی: سالمه) (انگلیسی: salemeh)
معنی: مؤنث سالم، فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون یافت انجام این دکان، تا سالمه بادش عیان کردم بیان از قول آن دکان صباغی منم
💡 ور سالمه طبعش خواهی سوی مطلع بین قبلهٔ ادب و عشقست گلچین جهانبانی
💡 ثمامه گفت: یحیی! توراست که سخن از مسالمهی طلاقی پیش آری یا پیرامن احرامپوشی که شکار کند، نظر دهی. سخن در این زمینه، خاص ماست.
💡 ۱- در ترکیه موزهٔ توپقاپی، شعر سالمه بن جندل با امضا به تاریخ رمضان سال ۴۱۳ ه.ق و هم در آنجا دو صفحه به قلم طومار به خط وی موجود است.
💡 سالمه پس بگو عطاردیم از سپهر فصاحت اینک زاد
💡 اضداد بیمسالمه با یکدگر قرین ابعاد بیمنازعه از یکدگر جدا