مفهوم «ساز و برگ» در زبان فارسی اشاره به ابزار، وسایل، تجهیزات و سامان مورد نیاز برای انجام کاری دارد. این اصطلاح ترکیبی است و ریشه آن در متون کهن فارسی دیده میشود و کاربردهای متنوعی دارد؛ از جمله در زمینههای نظامی، سفر، هنر و زندگی روزمره. به بیان ساده، «ساز و برگ» یعنی تمام آنچه برای انجام کاری لازم است: لوازم، وسایل، تجهیزات، زین و یراق، توشه سفر یا حتی وسایل جنگی.
در ادبیات کهن فارسی، این اصطلاح اغلب برای اشاره به لوازم و تجهیزات نظامی یا لشکری به کار رفته است. مثلاً در اشعار نظامی و اسدی، این واژه به لباس، ابزار و تجهیزات سربازان اشاره دارد و نشان میدهد که سپاهی بدون آن نمیتواند کار خود را به درستی انجام دهد. به همین ترتیب، «ساز و برگ سفر» به توشه و لوازم مورد نیاز برای مسافرت گفته میشود و در زندگی روزمره نیز میتوان آن را به معنای هر نوع ابزار و تجهیزات ضروری به کار برد.
از این رو، کاربرد «ساز و برگ» نه تنها محدود به امور نظامی نیست بلکه به هر چیزی که برای انجام یک کار یا حرکت لازم است، اطلاق میشود. در کل، این واژه ترکیبی مفهوم نظم و آمادگی را منتقل میکند و نشاندهندهی اهمیت داشتن ابزار و وسایل مناسب برای هر فعالیت است. در زبان امروزی هم میتوان آن را معادل «تجهیزات، لوازم یا وسایل» دانست.
ساز و برگ.[ زُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اسباب و سامان. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). برگ و ساز. ساز و آلت. ساز و سامان. آلات و ادوات. اسباب. وسائل. لوازم:
ز خان و مان و قرابت به غربت افتادم
بماندم اینجا بی ساز و برگ و انگشتال.ابوالعباس. || تجهیزات. عدت. ساز و عدت. سازو سلاح. ساز و برگ جنگی. ساختگی. ساز و ساخت. عُطرود. عتاد. عِدَّة. عُدَّة. ساخت. ساختگی.آنچه به سرباز از لباس و وسائل و آلات دیگر داده می شود. ( فرهنگستان ):
ساز و برگ از سپه گرفتی باز
تاسپه را نه برگ ماند و نه ساز.نظامی ( هفت پیکر ). || ساز و برگ سفر. توشه. زاد. || زین و یراق. تنگ و توبره. ساخت:
چه نازی بدین اسپ و این ساز و برگ
کت این تخت خون است و آن تاج مرگ.اسدی ( گرشاسب نامه ).رجوع به ساخت، ساختگی، برگ و ساز شود.
(زُ بَ ) (اِمر. ) تجهیزات، ابزار و آلات.
آنچه از آلات جنگ و جامه و دیگر لوازم بسپاهیان دهند.
برگ وساز، سازوسامان، آلات وادوات، توشه سفر
تجهیزات، ابزار و آلات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سازوبرگ طرب از ساغر و مینا نشود شاهدی تا نبود عیش مهیا نشود
💡 سازوبرگ میت ار نیست مخور غم که به دهر کارها یکسره از صبر پذیرد سامان
💡 در دورهٔ جولیو کلودین (۳۰ پیش از میلاد-۶۸ میلادی) آکسیلیا از سربازان ناهمگون به یک سپاه پایدار با ساختار، سازوبرگ، شرایط و خدمات استاندارد دیگرگون گشت.
💡 ازپی تحصیل سازوبرگ ره چون گردباد آسمان دارد مرا سرگشته در خاک وطن