سابقه دار

لغت نامه دهخدا

سابقه دار. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) دارای پیشینه. دارای سابقه نیک یابد. با سابقه. آنکه بواسطه ممارست بسیار در شغلی یا کاری در کار خود مهارتی یافته است.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (اِفا. ) ۱ - باسابقه. ۲ - دارای پیشینه نیک یا بد.

فرهنگ عمید

دارای سابقۀ خوب یا بد، با سابقه، پیشینه دار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) با سابقه ( چه در کارهای خوب و چه بد ): مجرمین کار کشته و سابقه دار.

ویکی واژه

باسابقه.
دارای پیشینه نیک یا بد.

جمله سازی با سابقه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برخی این موضوع را به روابط نزدیک میان جناح حاکم بر ایران با دولت روسیه و آموزش نیروهای امنیتی و به ویژه تیم‌های بازجویی در روسیه مربوط می‌دانند. استفاده از داروهای روان‌گردان برای اعتراف‌گیری در میان سرویس‌های امنیتی بلوک شرق و به ویژه روسیه سابقه دارد.

💡 کار تزیین نمای بنا با آجر نقش دار برجسته مهری، از دوران ایلخانی سابقه دارد. در این شیوه آجرهای مربع و مستطیل لوزی چلیپا و دیگر گونه‌ها با نقش‌های مختلف برجسته، همراه با قطعه‌هایی چون لچکی، قوسها، حاشیه‌ها، رخ بام‌ها و زیر خورشیدی‌ها روی جرزها میان دو طبقهٔ بنا که دارای آجرهای مهری هستند؛ جلوه‌ای دلپسند را ایجاد می‌کنند. این شیوه در دوران قاجار در برخی شهرها چون یزد، کاشان، شیراز و تهران رواج فراوان یافت.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز