زور زدن
مترادفها
فشار آوردن، تقلا کردن، اصرار کردن
متضادها
تسلیم شدن، ملایمت
لغت نامه دهخدا
زور زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بکار بردن زور و نیرو. فعالیت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) نهایت تلاش خود را کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بکار بردن زور و نیرو فعالیت کردن.
ویکی واژه
(عا.)
نهایت تلاش خود را کردن.
جمله سازی با زور زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبل از جراحی، مصرف غذای پرفیبر برای جلوگیری از زور زدن به هنگام اجابت مزاج توصیه میشود. بعد از جراحی، رژیم خاصی توصیه نمیشود.