زوبینی

فرهنگستان زبان و ادب

{hastate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی بخش یا اندامی در گیاهان که تقریباً تا قاعده سه گوش باشد و بعد ناگهان به سمت دو لَپ جانبی عمود بر محور اصلی پهن شود متـ. زوبین شکل hastiform

ویکی واژه

ویژگی بخش یا اندامی در گیاهان که تقریباً تا قاعده سه‌گوش باشد و بعد ناگهان به سمت دو لَپ جانبی عمود بر محور اصلی پهن ‌شود

جمله سازی با زوبینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از تو جانها روی شسته همچو از باران سمن بی تو دلها گشته محکم همچو زوبینی گیا

💡 بلا از تست زوبینی زهی دوست نداری هیچ مغزی و توئی پوست

💡 نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی

💡 و مردم آمل بیشتر آن بود که بگریخته بودند و در بیشه‌ها پنهان شده. درین میانها مردی فقّاعی‌ حاجب بگتغدی رفته بود تا لختی‌ یخ و برف آرد. در آن کران آن بیشه‌ها دیهی بود، دست در دختری دوشیزه زد تا او را رسوا کند، پدر و برادرانش نگذاشتند، و جای آن بود، و لجاج‌ رفت با این فقّاعی و یارانش و زوبینی‌ رسید فقّاعی را.

💡 موی چون تاب خورده زوبینی است مژه چون آب داده پیکانیست

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز