زخم آور
مترادفها
دردناک، رنجآور، آسیبزا
متضادها
التیامبخش، آرامبخش، شفابخش
فرهنگ معین
( زخم آور ) (زَ خْ. وَ ) (ص فا. ) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می زند.
ویکی واژه
مطرب، کسی که بر ساز زَخمه میزند.
جمله سازی با زخم آور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زدشمن چو ایمن شدی جای خوفست که زخم آورداندر گشاد از مششدر
💡 ساقی از آن باده یاقوت گون یک دوسه مینا زخم آور برون
💡 چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری بربط ز کجا نالد بیزخمه زخم آور
💡 ز لشکر برآمد سراسر خروش به زخم آوریدند پیلان به جوش
💡 ابتلا رنجیست کان رحم آورد احمقی رنجیست کان زخم آورد
💡 شاعر با استفاده از استعارههای بسیار عمیق و کلمات زخم آور، توانست احساسات درونی و رنجهای پنهان خود را در میان مخاطبان گسترده خود به خوبی بازگو کند.
💡 خبرهای منتشر شده در مورد جنگ و درگیریهای اخیر، بسیار زخم آور بود و باعث شد که بسیاری از مردم نسبت به آینده جهان دچار نگرانی و ناامیدی شوند.
💡 آن سخنان تند و زخم آور که در میان دوستان قدیمی رد و بدل شد، باعث ایجاد شکافی عمیق در روابط آنها و از بین رفتن اعتماد متقابل گردید.