زخم آور
مترادفها
دردناک، رنجآور، آسیبزا
متضادها
التیامبخش، آرامبخش، شفابخش
فرهنگ معین
( زخم آور ) (زَ خْ. وَ ) (ص فا. ) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه می زند.
ویکی واژه
مطرب، کسی که بر ساز زَخمه میزند.
جمله سازی با زخم آور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدشمن چو ایمن شدی جای خوفست که زخم آورداندر گشاد از مششدر
💡 ساقی از آن باده یاقوت گون یک دوسه مینا زخم آور برون
💡 چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری بربط ز کجا نالد بیزخمه زخم آور
💡 ز لشکر برآمد سراسر خروش به زخم آوریدند پیلان به جوش
💡 ابتلا رنجیست کان رحم آورد احمقی رنجیست کان زخم آورد