زباله‌دان

لغت نامه دهخدا

زباله دان. [ زُ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) جای یا ظرفی که برای ریختن خاکروبه و کثافات در منزل و غیره تعیین میشود. رجوع به مزبله و خاکروبه دان شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (اِ. ) ۱ - مزبله، جای انداختن زباله. ۲ - جای بسیار کثیف.

فرهنگ عمید

جایی یا ظرفی که در آن خاک روبه و آشغال می ریزند، خاک روبه دان.

فرهنگ فارسی

جای یا ظرفی که برای ریختن خاکروبه و کثافات در منزل و غیره تعیین میشود

ویکی واژه

منسوب به زباله؛ جای انداختن زباله، مزبله، آشغالدان.
جای بسیار کثیف.

جمله سازی با زباله‌دان

💡 نوردل‌های موجود در آب ممکن است مواد خام تولید پلاستیک یا از قطعات بزرگتر پلاستیک باشند. یکی از بیشترین مکان‌هایی که در اقیانوس مملو از پلاستیک است، زباله‌دان بزرگ اقیانوس آرام است، مجموعه ای در حال رشد از زباله‌های دریایی که به دلیل وجود مقدار زیادی زباله‌های پلاستیکی در آن شناخته شده است.

💡 آرایه زباله‌دان (همچنین آرایه سبد زباله‌، یا آرایه همه‌چیز نامیده می‌شود) اصطلاحی است که توسط برخی از آرایه‌شناسان برای اشاره به آرایه‌ای استفاده می شودکه تنها هدف آن رده‌بندی موجوداتی است که در هیچ جای دیگری مناسب نیستند. آنها معمولاً با شباهت اغلب سطحی اعضای تعیین‌شده آنها به یکدیگر، یا عدم وجود یک یا چند حالت مشخصه مشخص یا عدم تعلق آنها به یک یا چند گونه دیگر تعریف می‌شوند. آرایه‌های سبد زباله در تعریف پیراتبار یا چندتبار هستند؛ بنابراین گونه‌های معتبری تحت قوانین سخت کلادیستیک در رده‌بندی در نظر گرفته نشده‌اند. با این حال، نام آرایه سبد زباله ممکن است در برخی موارد به عنوان یک درجه تکاملی حفظ شود.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز