ریگزار

لغت نامه دهخدا

ریگزار. ( اِ مرکب ) زمینی که همه آن ریگ باشد. ( ناظم الاطباء ). ارض محصحصة. ریگ. ریگستان. ریگ بوم. رملة. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریگستان شود.

فرهنگ معین

(اِمر. ) زمین پر از ریگ.

فرهنگ عمید

زمین پوشیده از ریگ، زمین پرریگ، ریگستان.

فرهنگ فارسی

ریگستان، زمین پرریگ، زمین پوشیده ازریگ
( اسم ) زمین پر از ریگ ریگستان.

ویکی واژه

زمین پر از ریگ.

جمله سازی با ریگزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندرین بیدای ژول ریگزار نه در آنجا جاده ای نه رهگذار

💡 هر گوشه ز ریگزار گل روید هر شاخه ز خار من چمن گردد

💡 مرد صحرائی به ایران جان دمید باز سوی ریگزار خود رمید

💡 بهر تکمیل قلمکار صفاهان لازم است قطعه‌ئی شایسته همچون ریگزار زنده رود