رویینش
مترادفها
رشد، تکامل، پرورش
متضادها
زوال، انحطاط، پژمردگی
ویکی واژه
فرایندی که در آن با کاهش سرعت واکنش آندی، سطح فلز غیرفعال یا کمفعال میشود.
جمله سازی با رویینش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زند با راستان از بهر طاعت رای چیپالش نهد بر آستان از بهر خدمت روی رویینش
💡 خروش نای رویینش تو گفتی نفخ صورستی که از وی زلزله افتاده در جرم زمین یکسان
💡 تغییر در رویینش اجتماعی نسبت به مسائل زیستمحیطی باعث شده است که مردم برای حفظ کره زمین، اقدامات جدیتری در زندگی روزمره انجام دهند.
💡 هنرمندان بزرگ همواره تلاش میکنند تا با آثار خود، نوعی رویینش نو و متفاوت از جهان هستی را در ذهن مخاطبان خود ایجاد کنند.
💡 برای رسیدن به موفقیت در زندگی، انسان باید سعی کند رویینش خود را از مشکلات به سمت فرصتها و امکانهای موجود تغییر دهد.