رشیق

لغت نامه دهخدا

رشیق. [ رَ ] ( ع ص ) رجل رشیق؛ مرد نیکو و باریک قد. ج، رَشَق. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). مرد نیکو و باریک قد. ج، رَشَق. ( آنندراج ). نیکوقد. سروبالا. خوش قد و بالا. کشیده بالا. خوش قد و قامت. خوش قد. ( یادداشت مؤلف ). کشیده بالا. ( مهذب الاسماء ). خوش هیکل. خوش اندام. زیبا. ( فرهنگ فارسی معین ): قدرشیق؛ قد نیکو و باریک. ج، رِشاق. ( ناظم الاطباء ).
- رشیق القد؛ بَرومند و نیکوقامت. ( یادداشت مؤلف ).
|| کلام ظریف منسجم. ( یادداشت مؤلف ). کلام ظریف منسجم، اسم است از رشاقة. ( از اقرب الموارد ).
رشیق. [ رُ ش َ ] ( اِخ ) زاهدی است مصری. ( منتهی الارب ).
رشیق. [ رُ ش َ ] ( اِخ ) نام جد ابوعبداﷲبن رشیق، فقیه مالکی متأخر. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] (ص. ) خوش اندام.

فرهنگ عمید

۱. خوش قدوقامت، خوش اندام، زیبا و ظریف.
۲. لفظ یا خط زیبا و ظریف.

فرهنگ فارسی

خوش قدوقامت، خوش اندام، زیباوظریف، خطزیبا
( صفت ) ۱ - رصد کننده عالم هیئت. ۲ - رصد خانه. ۳ - پاسبان شبانه سپاه. ۴ - شبگرد. ۵ - گیرنده باج.
نام جد ابو عبد الله بن رشیق فقیه مالکی متاخر

ویکی واژه

خوش اندام.

جمله سازی با رشیق

💡 بنفشه کارد چون زلف شاهدان رشیق شکوفه آرد چون لعل لعبتان رشید

💡 سوالش همی رشیق جوابش همه سلیس بخوان عمیم وی مه و مهر کاسه لیس

💡 سدید و محکم‌و ساطع‌فصیح‌و واضح و لامع‌ بلیغ و روشن و رایع رشیق و ظاهر و شیوا

💡 رهین طبع بلیغت فرزدق است و جریر غلام کلک رشیقت حریری است و بدیع

💡 و یا ربّ حزم فی التّراب و نجدة و یا ربّ قدّ فی التّراب رشیق‌

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز