توبه دادن

لغت نامه دهخدا

توبه دادن. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) امر فرمودن کسی را به بازگشتن از گناه و بتینه دادن. ( ناظم الاطباء ):
پارسا از لب ساغر به دهان آب آرد
دیگران را ز می و نقل چرا توبه دهد؟کمال اسماعیل ( از آنندراج ).آنچه مقصود ز شعر است، چو در گیتی نیست
شاعران را همه زین کار خدا توبه دهاد.اثیر اومانی.اگر راست گفت ای خداوند پاک
مرا توبه ده تا نگردم هلاک.( بوستان ).یار دیرین مرا گو به زبان توبه مده
که مرا توبه بشمشیر نخواهد بودن.( گلستان ).عالم شهر گو مرا وعظ مکن که نشنوم
پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم.سعدی.گر توبه دهد کسی ز عشقت
از من بنیوش و پند منیوش.سعدی.رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

امر فرمودن کسی را به بازگشتن از گناه و بتینه دادن.

جمله سازی با توبه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار من زهد است و توبه دادن مردم زمی گر می عشقت خورم توبه کنم زین کارها

💡 زبت نتوان به افسون توبه دادن بت پرستان را که سیل این سنگ از راه برهمن برنمی دارد

💡 اگر بتقدیر بنده‌ای صد سال معصیت کند، آنکه گوید تبت، اللَّه گوید قبلت عبدی حرفت تو معصیت و صفت من مغفرت، تو حرفت خود رها نکنی، من صفت خود کی رها کنم. عبدی تا من توبه ندادم تو توبه نکردی، تا نخواندم، نیامدی، توبه دادن از من، توبه پذیرفتن بر من.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز