فرهنگ معین
(رَ یَّ ) [ ع. رزیئة ] (اِ. ) مصیبت عظیم، پیش آمد ناگوار، ج. رزایا.
(رَ یَّ ) [ ع. رزیئة ] (اِ. ) مصیبت عظیم، پیش آمد ناگوار، ج. رزایا.
مصیبت عظیم، آسیب و بلا.
مصیبت عظیم، آسیب وبلا، رزایاجمع
( اسم ) مصیبت بزرگ پیش آمد ناگوار جمع رزایا.
رزیت مصیبت یا کمی یا عیب
رزیئة
مصیبت عظیم، پیش آمد ناگوار؛
رزایا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رسم این رزیه زبان نیست خامه را عاجز نه خامه، حوصله تنگ است نامه را
💡 در نظم این رزیه چه گویم که قاصر است صد قرن از نگارش یک نکته کلک تیر
💡 پیچید زین رزیه به خود و اینقدر گداخت غلطید زین قضیه به سر و آنقدر گریست
💡 یا نه آن اخلاص ورزیها که اخلاص فقیر با نصیر ملت اندر جنبش آمده مختصر
💡 سوختن تا گل صد برگ در آغوشم ریخت چمن رنگرزیهای خس از یادم رفت
💡 در رسم این رزیه قلم را بنان شکست یا خود بنان ز فرط قصور از زبان فتاد