رجزخوانی

لغت نامه دهخدا

رجزخوانی. [ رَ ج َ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) خواندن شعر رجز. || دعوی و غالباً به لاف. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

( ~. خا ) [ ع - فا. ] (حامص. ) خود - ستایی.

فرهنگ عمید

۱. [مجاز] خودستایی.
۲. [قدیمی] خواندن اشعار به هنگام نبرد جهت مفاخرت، عمل رجزخوان.

فرهنگ فارسی

عمل رجز خوان ۱ - خواندن رجز ارجوزه خوانی. ۲ - خودستایی.

دانشنامه عمومی

رَجَزخوانی به معنای فخرفروشی و تعریف از شجاعت و شرافت خود است.
اصطلاح «رجز» در ادبیات و عروض نوعی شعر است که وزن آن هشت بار «مستفعلن» باشد.

ویکی واژه

خود - ستایی.

جمله سازی با رجزخوانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بوسند و بر پیشانی می‌نهند. آغاز مصف کشتی گیران گیلان با رجزخوانی که در اصطلاح محلی «خزومما» یا «

💡 با من این روحِ سبک‌سیر گران‌جانی کرد تنم از پای درآورد و رجزخوانی کرد

💡 جوانی‌ها رجزخوانی و پیری‌ها پشیمانی است شب بدمستی و صبح خمار از میگساران پرس

💡 در داستان‌های پهلوانی ایران، رجزخوانی یکی از بخش‌های بسیار مهم و هیجان‌انگیز بود که پهلوانان با آن شکوه و قدرت خود را به دشمنان به رخ می‌کشیدند.

💡 هنر رجزخوانی که ریشه در فرهنگ کهن ما دارد، نیازمند قدرت بیان بالا و تسلط کامل بر واژگان است تا بتواند شنونده را تحت تأثیر قرار دهد.

💡 در مراسم‌های سنتی و نمایش‌های قهرمانی، استفاده از رجزخوانی باعث می‌شد که هیجان و شور و شوق در میان تماشاگران به اوج خود برسد و فضا پرشور شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران