لغت نامه دهخدا
ذی نفع. [ ن َ ] ( ع ص مرکب ) در تداول فارسی بمعنی خداوند نفع: او در این امرنفع نیست. اشخاص ذینفع.
ذی نفع. [ ن َ ] ( ع ص مرکب ) در تداول فارسی بمعنی خداوند نفع: او در این امرنفع نیست. اشخاص ذینفع.
(نَ ) [ ع. ] (ص مر. ) نفع داشتن در کاری.
در تداول فارسی بمعنی خداوند نفع.
{stakeholder} [مدیریت-مدیریت پروژه] شخص یا سازمانی که فعالانه در کار پروژه شرکت دارد یا نحوۀ اجرا یا تکمیل پروژه بر سود یا زیان او تأثیر می گذارد
شخص یا سازمانی که فعالانه در کار پروژه شرکت دارد یا نحوۀ اجرا یا تکمیل پروژه بر سود یا زیان او تأثیر میگذارد.
💡 معنای ارتباطات بحران میتواند از نظر اجتماعی ساخته شود؛ به این دلیل که ذینفعان یک سازمان یک رویداد را میبینند (بهطور مثبت، بیطرفانه، یا منفی) که آیا عامل مهمی در این مسئله است که این رویداد را به یک بحران تبدیل کند یا خیر. علاوه بر این، جدا کردن وضعیت بحرانی از یک حادثه مهم است. این بحران باید برای رویدادهای جدی که نیازمند توجه دقیق از سوی مدیریت هستند، حفظ شود.
💡 بسیاری از اندیشکدهها سازمانهای غیرانتفاعی هستند که در بعضی کشورها مانند کانادا و آمریکا از آنها با معافیتهای مالیاتی حمایت میشود. همچنین در بین بسیاری از اندیشگاهها که توسط دولتها، شرکتهای تجاری و گروههای ذینفع تأسیس میشوند، بعضی منتج به کسب درآمد از راه مشاوره و پژوهش هستند.
💡 زیمباردو میگوید که از بین بیش از پنجاه نفر افرادی غیر ذینفع که زندان را دیده بودند، مسلاک تنها کسی بود که اصول اخلاقی آن را زیر سئوال برد. بعد از فقط شش روز، آزمایش زندان استنفورد متوقف شد، زیرا بسیار زودتر، و بسیار بیشتر از آنچه محققان فکر میکردند، آزمایش به واقعیت تبدیل شده بود.