لغت نامه دهخدا
ذربی. [ ذَ رَ با / ذَ رَ بی ی ] ( ع اِ ) سختی و بلا.
ذربی. [ ذَ رَ با / ذَ رَ بی ی ] ( ع اِ ) سختی و بلا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آفرین گفتم بر باکو و آذربیجان هم بر آن کس که شد این نظم قوی را رهبر
💡 «حَتَّی إِذا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ» ای المکان الّذی بنی فیه السّدّ و هو بین جبلی ارمینیّة و آذربیجان، و قیل السدّان جبلان منیفان من ورائهما یاجوج و ماجوج.
💡 آذربیگلو (سپیدان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سپیدان در استان فارس ایران است.
💡 خواص آذربیجان چو دود آذرپیچان بسوختند و ز هر یک هزار دود برآمد