دیگرآن

لغت نامه دهخدا

دیگران. ( اِخ ) ( تیگران ) برادر دیکران ( تیگران ) اول که در بیست وچهارمین سال سلطنت فیروزشاه پارسی بتخت ارمنستان نشست. ( از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2588 و 2589 ).

فرهنگ فارسی

برادر دیکران اول که در بیست و چهارمین سال سلطنت فیروز شاه پارسی بتخت ارمنستان نشست.

جمله سازی با دیگرآن

💡 و دیگرآنکه چون حق‑سبحانه و تعالی‑کسی را به اسمی مخصوص یاد کند تفضیل بود وی را در آن اختصاص و این جماعت را دوست خود خوانده است. برای آنکه ایشان به ترک دنیا و قمع هوا مشغول باشند، و ایشان را در آن سرای خوفی نباشد. «لا ان اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا یحزنون». اولیا ایشانند و این صفت ایشان راست که «لایحزنهم الفزع الاکبر». کسی که مقبول و مذکور حق تعالی آمدبر همه خلایق مفضل و مکرم باشد.

💡 دیگرآنکه هر فتوحی که باشد هم در روز خرج کنند و هیچ چیز فردا را ننهند. گویند: «المعلوم شوم».

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز