دگرگی
مترادفها
تغییر، دگرگونی
متضادها
همگونی، شباهت، یکسانی
فرهنگستان زبان و ادب
{allelism} [زیست شناسی] 1. وجود دِگره های متفاوت در یک فرد یا جمعیت 2. رابطۀ بین دِگره های متفاوت در یک فرد
ویکی واژه
۱. وجود دِگرههای متفاوت در یک فرد یا جمعیت
جمله سازی با دگرگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این آن غزل خواجه نظیری است که فرمود ای مطرب جان سوخت دلم،راه دگرگیر
💡 هر برگ از بهار دگرگیرد آب ورنگ از خون دیده، چهره مرا لاله گون شود
💡 امید بهکوی تو همین خاکنشین است گوهر سر مویم ره صحرای دگرگیر
💡 تغییرات اقلیمی گسترده در سالهای اخیر باعث دگرگی شدید در اکوسیستمهای طبیعی و زیستگاه بسیاری از گونههای جانوری در سراسر کره زمین شده است.
💡 او پس از سفر طولانی به کشورهای دوردست، با نوعی دگرگی در دیدگاههای خود بازگشت که باعث تعجب تمام دوستان و آشنایانش شد.
💡 دگرگیهای اجتماعی که در دوران گذار از سنت به مدرنیته رخ میدهد، معمولاً با چالشها و تضادهای فرهنگی زیادی برای نسلهای جدید همراه است.