فرهنگستان زبان و ادب
{gene frequency} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] نسبت تعداد یک دِگرۀ خاص به تعداد دیگرِ دِگره ها در یک جایگاه ژنی در یک جمعیت معین
{gene frequency} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] نسبت تعداد یک دِگرۀ خاص به تعداد دیگرِ دِگره ها در یک جایگاه ژنی در یک جمعیت معین
💡 سنتز فرگشتی بنیانی نظری پدید آورد که اگرچه نه همه، بلکه بسیاری از شاخههای زیستشناسی را گرد هم میآورد. این دانش کمک کرد تا زیستشناسی فرگشتی – که پیشتر دانشی که صرفاً با تاریخ طبیعی سر و کار دارد متصور میشد – وارد فضای علمی با روشهای تجربی شود. همچنین سنتز توانست گستره وسیع افکار و اندیشههای گوناگون دربارهٔ فرگشت را جهتدهی کند؛ تا دهه ۱۹۵۰، انتخاب طبیعی عملکننده بر فراوانی ژنی تقریباً تنها سازوکار قابل قبول برای تغییرات فرگشتی بود، و فرگشت کلان به سادگی نتیجه فرگشت خرد در مدت زمان طولانی فرض میشد.