دولت انتقالی
مترادفها
دولت موقت
فرهنگستان زبان و ادب
{transitional government} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دولتی که معمولاً پس از جنگ داخلی تا تشکیل دولت منتخب مردم مأمور ادارۀ امور کشور می شود
ویکی واژه
دولتی که معمولاً پس از جنگ داخلی تا تشکیل دولت منتخب مردم مأمور ادارۀ امور کشور میشود.
جمله سازی با دولت انتقالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اتحاد محاکم اسلامی در اوایل دیماه ۱۳۸۵ به خاطر حمایت نظامی وسیع کشور همسایه اتیوپی از دولت انتقالی سومالی به این کشور اعلان جنگ داد و در مقابل اتیوپی رسماً به خاک سومالی حملهور شد و حمله همهجانبه نظامی ای را آغاز کرد.
💡 اکنون برآورد میشود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از یورش آمریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰ و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندکاندک رو به بهبودی میرود، ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بیبهرهاند.
💡 آقای مسعود، در سال ۲۰۰۱ (میلادی) پس از سقوط طالبان و تشکیل دولت جدید افغانستان، از سوی حامد کرزی رئیس دولت انتقالی افغانستان، به عنوان سفیر این کشور در روسیه منصوب شد.
💡 پس از فروپاشی نظام سیاسی قبلی، تشکیل یک دولت انتقالی با هدف برگزاری انتخابات آزاد و بازگرداندن قدرت به مردم، از اهمیت بسیار حیاتی بود.
💡 وظیفه اصلی دولت انتقالی این است که بدون دخالت در مسائل سیاسی، ثبات امنیت را در کشور برقرار کرده و زیرساختهای لازم برای دموکراسی فراهم کند.
💡 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که موفقیت دولت انتقالی در مدیریت بحرانهای اقتصادی، تعیینکننده اصلی میزان اعتماد عمومی نسبت به نظام سیاسی آینده است.