دورهٔ متأخر در تاریخ مصر باستان، بازهٔ زمانیِ بس مهم و سرنوشتساز را در برمیگیرد که از حدود سال ۶۶۴ پیش از میلاد آغاز شده و تا سال ۳۳۲ پیش از میلاد، یعنی پیش از فتح اسکندر مقدونی، تداوم مییابد. این عصر، که غالباً با سلسلههای بیستوششم تا سیام مرتبط دانسته میشود، نمایانگر تلاشهایی نهایی برای احیای شکوه تمدن فرعونی و برقراری مجدد استقلال پس از دورههای طولانی نفوذ خارجی و سلطهٔ قدرتهای خارجی، بهویژه آشوریها و ایرانیان، بود. با وجود این کوششها برای تجدید حیات فرهنگی و سیاسی، این دوره همچنان با چالشهای فزایندهٔ ژئوپلیتیکی در خاور نزدیک مواجه بود که سرانجام مسیر تاریخ مصر را دگرگون ساخت.
احیای ملی و شکوفایی فرهنگی در سایهٔ تهدید
در طول سلسلهٔ بیستوششم (سایهایها)، مصر شاهد یک رنسانس یا نوزایی ملی بود که در آن، هنرمندان و معماران بهشدت از سبکهای دورههای کلاسیک پادشاهی قدیم و میانه تقلید میکردند تا اصالت مصری را بازسازی نمایند. این عصر، بهرغم تلاش برای تمرکززدایی از نفوذ خارجی و قدرتگیری مجدد کاهنان و دربار، شاهد رشد اقتصادی و گسترش روابط تجاری با یونان و مدیترانه بود. با این حال، این استقلال شکننده بود و نهایتاً منجر به اشغال دوبارهٔ کشور توسط امپراتوری هخامنشی ایران شد که سلسلهٔ بیستوهفتم را پایهگذاری کرد و عصر جدیدی از سلطهٔ پارسی را بر مصر آغاز نمود.
پایان راه استقلال و ورود به عصر هلنیستی
پس از یک دورهٔ کوتاه احیای استقلال (سلسلهٔ بیستوهشتم تا سیام) که با مقاومت در برابر ایران همراه بود، این دوره در نهایت با فتح مصر توسط اسکندر مقدونی در سال ۳۳۲ پیش از میلاد به نقطهٔ پایان خود رسید. این تهاجم، علاوه بر پایان دادن به واپسین حکومتهای فرعونی محلی، مصر را وارد فاز جدیدی از تاریخ خود کرد: عصر هلنیستی که با تأسیس اسکندریه و سپس برپایی دودمان بطلمیوسی، میراث فرهنگی یونان را با تمدن هزارانسالهٔ مصر درآمیخت. بنابراین، دورهٔ متأخر، مرزی حیاتی میان امپراتوریهای بومی و آغاز سلطهٔ قدرتهای مدیترانهای محسوب میشود.