دمده

لغت نامه دهخدا

دمده. [ دِ م ُ دِ ] ( فرانسوی، ص ) کلمه مأخوذ از فرانسه به معنی متروک و ازمدافتاده و با فعل شدن به کار رود: کلاه گذاشتن دمده شده است. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(دِ مُ دِ ) [ فر. ] (ص. ) از مد افتاده.

فرهنگ عمید

ازمدافتاده، برافتاده.

فرهنگ فارسی

ازمدافتاده، برافتاده، آنچه که ازمدوسلیقه افتد
( صفت ) آنچه که از مد افتاده و باب روز نیست از مد افتاده توضیح: پرهیز کردن از استعمال این کلمه بیگانه اولی است.

ویکی واژه

از مد افتاده.

جمله سازی با دمده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه میری پیر باشد یا سیاه زنگرش بیندمده درخانه راه

💡 اینره چو منتهی شد و ناگه اجل رسید هر بنده دمده باز کند بر لقای شاه

💡 ترسش از اعراض وخشم خودمده گر گناهی کرده پا بر آن بنه

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز